نویسنده: حجت یحییپور، پژوهشگر تاریخ و فرهنگ آذربایجان
محمدعلی فرزانه (1302 - 1384) فعال سیاسی اهل تبریز، در عرصۀ سیاسی به دلیل همکاری با حزب توده و همراهی با فرقۀ دموکرات پیشهوری شناخته میشود و در عرصۀ فرهنگی بیشتر به تلاشهایش برای ایجاد هویتِ برساختۀ ترکی در آذربایجان شهرت دارد. فرزانه کسی بود که نخستین بار در سال 1325 کوشید داستانهای ددهقورقود را به جامعۀ آذربایجان معرفی کند، اما سالها بعد، خودش به بیریشه بودنِ ددهقورقود در آذربایجان اعتراف کرده و از عدم آگاهی و ارتباط مردمِ آذربایجان با این داستانها سخن رانده است.
خاطرات محمدعلی فرزانه با عنوان سالهای سپری شده سرشار از آگاهیها و گزارههای ارزندهای است که نویسنده در آن، با اعتراف به ذهن و شخصیت آشفتۀ خویش، به طور ناخواسته حقایقی برخلاف دلبستگیهای ترکانه و ضدآذربایجانیاش بر روی کاغذ آورده است.
برای نمونه بارها به دشمنی حکومت پهلوی با زبان ترکی و ممنوعیت چاپ و نشر آثار ترکی در آن زمان اشاره دارد (ص 383) غافل از اینکه در جای دیگر به فهرست کتابهای ترکی آذری که خودش آزادانه در تبریز تهیه میکرد اشاره نموده (ص 64) و از مشاعره به زبان ترکی آذری در مراکز آموزش دولتی سخن گفته (ص 81 تا 83) و با افتخار از آثاری که خودش و دیگران به زبان ترکی آذری و یا دربارۀ ترکی آذری نوشتهاند سخن رانده است!
مرحوم محمدعلی فرزانه مانند هر انسان دیگری که از هویت اصیل و تاریخی یک سرزمین رنج میبَرَد و به ستیز با آن برمیخیزد، دچار بیماریهای روانی بوده و خود نیز آشکارا به این بیماری اشاره داشته و اعتراف میکند که در سراسر زندگی با مشکلات روحی و روانی دست به گریبان بوده است. (ص 396) همین بیماری مانع از قبول حقیقت توسط این طیف فکری شده و آنان را به ستیز با سرگذشت تاریخیِ آذربایجان برمیانگیزد و آنان را به جعل و تحریف و دروغ وادار میکند و از دل همۀ این اختلالها و بدرفتاریها هویت برساختۀ ترکی برای آذربایجان عَلَم میشود!
فرزانه در خاطرات خود، گزارشهای هولناکی از وابستگی فرقه دموکرات پیشهوری به روسها و نیز مبارزۀ مردم میهنپرست آذربایجان با فرقۀ پیشهوری عرضه داشته که خود میتواند دستمایۀ نوشتار دیگری باشد. اما آنچه در اینجا مورد بحث است، اعتراف ناخواسته و پیاپی محمدعلی فرزانه، به ناآگاهی مردم آذربایجان از داستانهای دده قورقود است. فرزانه نخستین کسی بود که کوشید ددهقورقود را به فضای اجتماعی آذربایجان معرفی کند و از اینرو اعتراف وی به بیریشه بودنِ ددهقورقود در آذربایجان، اهمیتی صدچندان دارد.
محمدعلی فرزانه ابتدا اشاره میکند، همزمان با حکومت فرقۀ دموکرات پیشهوری در یکی از شمارههای روزنامۀ آذربایجان متن فشردهای از ددهقورقود را منتشر ساخته است و در ادامه آشکارا و بیپرده اعتراف میکند: «داستانهای ددهقورقود تا آن زمان برای مردم و حتی روشنفکران آذربایجانِ ایران نامکشوف بود.» (ص161)
خبر بد برای دشمنان آذربایجان این است که محمدعلی فرزانه به همین اکتفا نکرده و در جای دیگر به دوران همخانگی با بولود قراچورلو، معروف به سهند، اشاره داشته و توضیح میدهد که سالها پس از انتشار متن اولیۀ ددهقورقود، دربارۀ این داستانهای بیگانه با سهند صحبت کرده است درحالیکه تا آن هنگام سهند «با این داستانها آشنا نبود.» (ص 373) اشارۀ فرزانه به ناآگاهی بولود قراچورلو از داستانهای ددهقورقود از این منظر بسیار قابل توجه است، که حتی چهرههای آذربایجانی با گرایش ترکانه و ضدآذربایجانی هرگز از وجود اثری به نام ددهقورقود آگاهی نداشتند و حتی از نسلهای پیشین خود نیز چیزی در این باره نشنیده بودند!
به این ترتیب کسانی که خود بهتر از دیگران میدانند ددهقورقود به عنوان نمادی از هویت ترکی، کوچکترین جایگاهی در آذربایجان نداشته و ندارد، اینگونه بر تبل جعل و تحریف و دروغ و خیانت و ترکیگرایی میکوبند و البته گاهی نیز بیماریهای روانی و عقدههای شخصیتی و خیانتپیشگی آنان در برگی نمایان میشود، برگی از خاطرات محمدعلی فرزانه که از پیشگامان جعل هویت ترکی در آذربایجان بوده و مینویسد: «دوران کودکی من تحت یک سری تحقیرات له شده است. البته نه تنها دوران کودکی، بلکه دوران نوجوانیام نیز همینگونه سپری شده است. ... من سالها است که خودم را با احساس حقارت به امتحان کشیدهام. ... الهام دهندگانِ من [برای نوشتن] جنِ الهام، جادوی الهام و دیوِ الهام هستند. ... جنها، جادوها و جانوارانِ الهامِ من، آنهایی هستند که کرایه میخواهند، پول میخواهند. کسانی هستند که به آنها مقروضم. همین حوایج و احتیاجاتم هستند که هیچوقت تمام نمیشوند...» (ص 395 - 396)
منبع:
محمدعلی فرزانه؛ سالهای سپری شده، به کوشش صدیقه عدالتی و نیما قوسی، قم: آوای منجی، 1396.

نظرات
ارسال یک نظر