زبان فارسی، زبان مادری همۀ ایرانیان





در دایرۀ جستجوهای صورت گرفته، عبارت «زبان مادری» در سال‌های پایانی فرمانروایی دودمان قاجار به آرامی و در پیروی از نوساخته‌های فرنگی به سرزمین ما راه یافت. مهم آنکه در سالهای ابتدایی، هربار که عبارت «زبان مادری» در اشاره به ایران و ایرانیان به کار رفته، نه به زبان‌های محلی، بلکه به زبان ملی همۀ ایرانیان یعنی «زبان فارسی» اشاره داشته است.(1)

بدیهی است که تعریف عبارت «زبان مادری» توسط نهادها و سازمان‌های نوساختۀ فرنگی، با مبنا قرار دادن شرایطِ کشورهای نوپا که پیشینۀ شکلگیری برخی از آنها به چند دهه باز می‌گردد، تفاوت‌های اساسی با ویژگی‌های کشورهای تاریخی و ریشه‌دار و فرهنگ‌خیز خواهد داشت. حتی توجه به همین تعریف‌های عرضه شده از عبارت «زبان مادری» ما را به این واقعیت رهنمون می‌سازد که در اینجا منظور از «مادر» لزوماً مادر بیولوژیکی انسان‌ها نیست(2) بلکه واژۀ «مادری» به زبانِ نخستِ انسان‌ها، که داشته‌های علمی و هویتی خود را به آن زبان می‌آموزند، گفته می‌شود. بر این اساس برداشت ایرانیان از مفهوم «زبان مادری» در سال‌های نخستین سدۀ بیستم میلادی بسیار دقیق و اصیل بوده است.

در درازای تاریخ، محصولات فکری، فرهنگی و ادبی سراسر ایران، از آذربایجان و کردستان تا بلوچستان، به زبان شیوای فارسی آفریده شده و کودکان در تبریز و سنندج و سراوان در طول تاریخ با زبان پربار فارسی به دانش‌اندوزی پرداخته‌اند و اگر امروز کسانی در مراغه و سقز و چابهار در جستجوی هویتی برای خود هستند باید آن را در لابه‌لای نوشته‌های فارسی بیابند. از این رو هیچ زبانی در ایران جز زبان فارسی سزاوار عبارت «زبان مادری» نبوده و نیست. زبان فارسی، در سراسر تاریخ، زبان ملی و مادری همۀ ایرانیان بوده و چتر فرهنگیِ شکوهمند و استواری بر آسمان ایرانِ بزرگِ فرهنگی افراشته که در سایۀ آن حتی زبان‌های محلی نیز از گزند روزگار در امان مانده‌اند.

اما امروز «زبان مادری» به اشتباه، در اشاره به گویش‌های محلی به کار می‌رود که بر مبنای این تعریفِ سراسر غلط، نه تنها در شهر ما ارومیه‌ای‌ها، بلکه در یک کوچه و یا حتی در یک آپارتمان و چه بسا در یک خانواده چندین زبان مادری رواج دارد!(3)

چگونه می‌توان تصور کرد زبان مادری ما آذربایجانی‌ها چیزی جز زبان دلکش فارسی باشد؟ چراکه از سدۀ پنجم هجری تا اکنون صدها هزار صفحه از نفیس‌ترین سروده‌های ادبی و ارزنده‌ترین آموزه‌های اجتماعی و مهم‌ترین یادگارهای علمی ما آذربایجانی‌ها به زبان فارسی مکتوب شده است. برای آذربایجان که کانون و پایتخت زبان فارسی است(4) گویشی را به جای زبان مادری معرفی می‌کنند که تنها در چند سدۀ اخیر به این سرزمین راه یافته و در آذربایجان همواره در حاشیۀ زبان شکوهمند فارسی زیسته است.

چگونه می‌توان واژه مادر را به سخره گرفت، و زبان مادری آذربایجان را نه زبان فارسی، بلکه گویشِ ایرانی شده‌ای‌ از ترکی دانست که در این چند سدۀ اخیر در آذربایجان گسترش یافته و تنها بصورت شفاهی به کار می‌رفته و در عرصۀ علمی و فرهنگی نیز کاملاً در حاشیه بوده است؟! بر این اساس آیا تا پیش از پا گرفتن گویش ترکی در سده‌هایی اخیر، آذربایجان فاقد مادر یا زبان مادری بوده است؟ آیا مادرش عوض شده است؟ آیا مادرش بیگانه است و از فرسنگ‌ها دورتر به آذربایجان آمده؟ با این توضیحات، بیش از آنکه زبانِ موردِ ادعا «مادری» باشد، «نامادری» به نظر می‌رسد!

چگونه می‌توان تصور کرد که زبان مادری کردستان چیزی جز زبان گهربار فارسی است که مهم‌ترین و نخستین اسناد خودشناسی کردی‌زبانان، یعنی شرفنامه بدلیسی به این زبان نوشته شده است. کُردی‌زبانانی که نخستین نشانه‌های وجودی خود را در شکوهمندترین اثر فارسی یعنی شاهنامۀ فردوسی می‌یابند، کردی‌زبانانی که اصیل‌ترین شکل تلفظ بسیاری از واژه‌های فارسی در گویش آنان کاربرد دارد، چگونه می‌توانند زبانی جز فارسی را «مادری» بدانند؟

حتی در قفقاز، سرزمینی که به دست روسیه، این دشمن دیرینه، از پیکرۀ میهن جدا شده، نخستین و مهم‌ترین سند خودشناسی، یعنی گلستان ارم به فارسی روان نوشته شده است. قفقاز خاستگاه سبک ارانی در اقیانوس بی‌کران زبان فارسی است. مردمان اران و شروان، هویت و کیستی خودشان را جز در آثار نظامی و خاقانی در چه نوشته‌هایی و به چه زبانی جستجو می‌کند؟

آری، اینجا سرزمین زخم‌خورده و رنجور ایران است و ما به تاریخی دیرپا و هویتی پربار و فرهنگی درخشان تکیه داریم، که نه تعاریف نوساختۀ فرنگی و نه بدرفتاری گروهی که به کیستی خودشان پشت کرده‌اند خدشه‌ای بر هویت تاریخی و داشته‌های فرهنگی ما وارد نخواهد کرد. ما زبان فارسی را «زبان ملی» و «زبان هویتی» و «زبان مادری» خودمان می‌دانیم و چون از بدِ روزگار، در این زمانۀ نامرادِ ناایرانی دستمان خالیست، با جانمان و با زندگی و با همۀ هستی خودمان از زبان فارسی پاسداری خواهیم نمود.

 

یادداشت‌ها:

1- روزنامه‌های عصر مشروطه نخستین منابع کاربرد عبارت «زبان مادری» هستند.

2- همانطور که عبارت MotherBoard ارتباطی با مادر بیولوژیکی ندارد و به مدار اصلی رایانه اشاره دارد! یا MotherColor ارتباطی با رنگ رخسار مادر نداشته و به رنگ‌های پایه اشاره می‌کند!

3- بر مبنای تعریف غلط از زبان مادری، اگر پسری آذری‌زبان با دختری کردی‌زبان ازدواج کنند و با فرزندشان به فارسی سخن بگویند (که این شرایطی عادی در ارومیه و سراسر ایران است) در نتیجه، در یک خانوادۀ 3 نفری، سه زبان مادری جداگانه وجود دارد!!!

4- مقبره الشعرای تبریز تنها یکی از شواهد این حقیقت است.



منتشر شده در رسانۀ آذری‌ها (17 آذری 1403)، بازنشر درروزنامه زنگان امروز (18 اسفند 1403، ص 3) 

نظرات